خرید بک لینک
تو را دوست دارم
بی انکه بودنت را لمس
یا نفس کشیدنت را حس کرده باشم
بی آنکه حتی یکبار/از تو رویایی ساخته باشم به گستره ی آغوشت...
دوستت دارم
نگو که چگونه می شود ندیده عاشق شد!؟
یک بار چشمانت را ببند
مرا ببوس
آنگاه خواهی دید که عشق
نیازی به دیدن ندارد

برچسب: نیازی,دیدن,ندارد, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

خیلی وقت است که رفته ای...
گاهی با خود می اندیشم، شده آیا دلت برایم تنگ شود؟
حتی اندازه ی خاطره ای کوچک...
من که تمام لحظاتم،با مرور خاطرات تو می گذرند...!!!

برچسب: مرور,خاطرات, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

تمام وجودم پر است از نبودنت

برچسب: تمام,وجودم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

نمی دانم چرا حس می کنم ، تنها ترین مخاطب من ،
چند روز است شاهد هیچ کدام از نوشته هایم نیست...
نوشته هایی که تمام ارزششان وقتی معلوم می شود
که با نگاه مهربان "او" خوانده شده باشند...

برچسب: تنها,ترین,مخاطب, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

نوشته هایم را دوست دارم.
چون تمامشان عطر "تو" را به خود گرفته اند.
پس باز هم برایت می نویسم...آن هم عاشقانه
هرچند التیامی بر احساس زخم خورده ام نبودی...
امیدوارم لذت فوق العاده ی مخاطب خاص بودن، لبخندی بر لبانت بنشاند...

برچسب: مخاطب, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

سلام به خواننده ناشناس وبلاگم که با ای پی ایالات متحده آمریکا هر روز بهم سر میزنه

باز گلی به جمال شما که به ما سر میزنی(یاد بگیر مخاطب خاص)

برچسب: همراه,ناشناس, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

شب تولدم که می آید ...
دلم تنگ می شود ...
برای آن همه سختی ...
برای آن همه آرزوهای محال ...
برای آن همه سکوت ...
برای همه آدمای خوب و بد زندگیم ...
شب می شود .... چه غریب ...
شب تولد من

برچسب: تولد, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

امشب شب تولدمه
خیلی دوست داشتم که کنارم باشی اما نیستی
امیدوارم که امشب بهم تبریک بگی البته اگه یادت باشه
اما مغرورتراز این حرفایی دیگه نه حس نوشتن دارم نه توانشو
امیدوارم که برگردی اما نه یه وقتی که خیلی دیر شده باشه.
دوستت دارم

برچسب: امیدوارم,امشب,تبریک, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

هی می نویسم و هی دستم را میگذارم روی دکمه ی Delete و نگه میدارم که این سطرسطر های ِ نوشته ام پاک شود ...یک عالم حرف توی ِ دلم هست !یک عالم درد ِ دل دارم !تا ساعاتی دیگر هر دو عقربه ی ساعت که روی هم رو به بالا قرار گیرند یک سال دیگرخواهدگذشت از آخرین باری که شمع ها را فوت کردم و همه دست زدند !سالی که گذشت سال ِ فوق العاده ای نبود ! نه ! کلی هم درد داشت ...اما هر چه بود تمام شد ...و من هراسم از لحظه

برچسب: برای,تولدم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 6:43

راستی ...
یک "گاهی" ، جا ماند ... :
گاهی هم تنهایی ، تنها همدمم می شود
و اشک ...
مهمان چشمانم ...

برچسب: روزهای, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 15:23

دیریست رفته ای...

و من با خیال آمدنت

شاخه ی "شکسته" احساسم را آبیاری میکنم...

برچسب: رفته, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 15:23

دلتنگی هایم را دوست دارم ...

اصلا هر چیزی که رنگی از تو داشته باشد،

دوست دارم ...

برچسب: دلتنگی,هایم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 15:23

سردرد هاي شبانه من

دلتنگي هاي هميشگي من

حال خراب دل من

به خاطر تو نيست

از خودم خسته شدم...

برچسب: خسته, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

دلم تنهایی می خواد... تنهایی که بتونم با تو قسمتش کنم... تنهایی که دیگر تنهاییش آزارم ندهد... تنهایی که مثل تنهایی های دیگرم نباشد....

خوشحالم که همیشه خیالت با منه... اما مدتی است که با هم سخن نگفته ایم و این است که مرا آزار می دهد...

کاش می توانستی در کنارم باشی...

برچسب: تنهایی, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

تu200dـــــو نu200dَــبu200dاش...

اصu200dـــلا به من چِu200dـــکار داری؟؟؟!

مu200dـــن خu200dـــودَم تu200dــمu200dـــامِ غُu200dــرغُu200dـــرها و نِu200dـــق نِu200dـــق هu200dـــایِ قu200dــلu200dـــبَم را به جu200dـــان می خَu200dـــرَم...

آنu200dـــقَu200dــدَر می نویu200dـــسu200dـــم کu200dـــه هu200du200dـَـــوا و روزِگارَت،

پُu200dـــرشu200dــوَد از مu200dـــن و نوشu200dــــتu200dــه هایu200dَـــم !

حu200dــــالا تu200dـــو، هِu200dـــــی نَu200dـــخu200dــوان...!

حu200dـــالا تu200du200du200dــــو، هِu200du200du200dـــــی نَu200dـــبu200dــاش ...!

برچسب: آنقدر,مینویسم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

شاید در ظاهر
ڪیلومترها ؋ـاصلـہ بین من و توست
اما هر بار دلتنگت مے شوم
دستانم را ڪـہ روے قلبم میگذارم
آرام آرام تپیدنت را احساس میڪنم ...
چـہ سادہ تمام زندگیم شدہ اے ...
و چـہ زیبا ؋ـاصلـہ ها را در هم ڪوبیدہ اے ...
و در ڪنارم هستے ، تا همیشـہ در من جارے باش ...

برچسب: فاصله, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

تو چرا نیستی؟مینویسم و مینوسم و مینوسم! كه چه؟؟!نه كسی میخواند ، نه كسی میداند، نه تو میدانی ،من فقط مینویسم.از همه چیز ، از رنگ اسمان و گرما و ادمها؛و از نبودنِ وسیعت،كه مثل این نوشته های عاشقانه با هیچ چیز پُر نمیشود !مینویسم و خوب به یاد دارم، حرفهایت را، بودن هایت را،خوب بودن را!و تو باز نیستی -كاش زمان كِش می امد، یك روز میشد یك ماه. یك ماه میشد یك سال...یادم نیست، هیچ وقت گفتم چقدر عاشق چشما

برچسب: نیستی, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

دلم برات غم داره . . .

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

گاه گاهی که دلم می گیرد ؛
با خودم میگویم، آنکه جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز!؟

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

یک پیام
یک دوستت دارم
یک نشانه از بازگشتت
یک تو
کافیست
تا من
دنیا را ببوسم و برای همیشه بگذارم کنار
تو که باشی
دنیای من خلاصه می شود در تو
من هنوز منتظرم
لحظه ی وداع
گفته بودم چشم به راهت می مانم
حالا
بگو
کی پیام می دهی ؟

برچسب: پیام, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

مهم نیست از آخرین باری که باهاش حرف زدی یه روز میگذره یا ده سال
وقتی شماره ناشناس زنگ میزنه بهت
اولین کسی که فکرت میره سمتش اونه...

+اولین نفر واقعا خودتی چون فقط منتظر توام من

نمیدونم باز هم میای اینجا هنوز یا نه ولی یه وقتهایی با شماره ناشناس زنگ بزن دوباره من میگم الو تو قطع کن

برچسب: شماره,ناشناس, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 16:24

صفحه بندی